الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
160
نيايش در عرفات (فارسى)
توأم و تو مرا آفريدى نبايد به حال خود واگذارى با اين كه من به خودى خودم اگر به خود واگذار شوم بيچاره و عاجز هستم ؛ نه ضررى مىتوانم از خود دفع كنم و نه خيرى را به سوى خود جلب نمايم . پس بايد مرا يا خودت در زير بال عنايت ، حمايت و هدايت خودت قرار دهى يا به كسى واگذارى كه مرا مثل خودت به لطف و احسان ، عطوفت و مهربانى و خير و صلاحم بپردازد . از من غايب نشود و از حالم بىخبر نماند . به آنچه برايم خير است و سود من در آن است و به آنچه ضرر و زيان من در آن است عالم باشد و آن غير از خودت كسى نيست چون همه تحت تربيت تو هستند . مرا به غير خودت به چه كسى وا مىگذارى آيا به خويشاوندان و نزديكانى كه از من مىبرند يا به غير اينها كه با من به خشونت رفتار مىكند يا به كسانى كه مرا استضعاف مىنمايند . به هركس مرا واگذارى و هركس را بر من ولايت دهى اگر او تحت رعايت و حمايت خاص و تأييد تو نباشد ، نمىتواند از من نگهدارى نمايد و خودش نيز مثل من محتاج به نگهدار است و نگهبانى مورد اعتماد و مصون از خطا و اشتباه نخواهد بود . پس خودت به من نظر عنايت داشته باش و مرا به خودم يا به غيرى كه از عمّال اراده تو نباشد و در كنف حمايت او بودن مفهوم حمايت تو را نداشته باشد ، وانگذار .